اِنَّکَ لا تُخْلِفُ المِیعاد.......
ک م ک م د م ب م
ع ن ن ن و ن ه ن
ب . ش . ز . ش .
ه . ت . خ . ت .
. . . .
واسه خوابیدن به یه جعبه آهنگ نیاز دارم...
نه با یه بند ۲۰ سانتی...
حداقل ۱۰۰ متری ٬ حداکثر خیلی...
وزنه ای کفایت باشد...
مهار طنابی رقصان ٬ بی حضور باد را.......
آنچه در این شب ها شمارش مکرر اعداد را بی رنگ ساخته...
لمس نبض های بی امان است...
هیجان زده از درک حقیقت زندگی.......
بعضیا مثل بازیگرای تئاتر تو حس یه قسمت از زندگیشون موندن...
تا نقششون رو خوب اجرا نکنن هم نمی خوان از حسشون بیرون بیان (یعنی سعی می کنن بیرون نیان)...
این وسط صد بار کات گفتن که چاره ساز نیست ٬ داد و فریاد کارگردان هم مثل وز وز زنبور می مونه...
شاید یکی از بازیگرا با کشیده ی محکمش بتونه حالیشون کنه که کجا هستن و کی به کیه!
گشتم و پیداش کردم...
جالب این بود که وقتی پیداش کردم دیدم عنوانش رو گذاشته بودم: کاشکی!!!!!
