تبليغاتX
کاشکی...!!!!!

کاشکی...!!!!!

 

الان دلم یه ویولن سل می خواد...

بشینم تو بالکن...

بدون آرشه...

با انگشتام صداشو در بیارم.....

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 1:1  توسط مریمی 

 

قبلنا وقتی سورنا و سونیا درگیر می شدن سورنا داد می زد که : سونی می زنم داغونت می کنما!!!!!

من هم به عنوان خاله ای دلسوز خودمو قاطی می کردمو به سورنا می گفتم که هیچ برادری همچین بلایی سر خواهرش نمیاره...

ولی چند وقته موقع درگیریاشون منتظر می شینم تا ببینم کی این کلمه از دهن سورنا خارج میشه تا در مورد جزئیات دقیق کار ازش سوال کنم...

شاید سورنا ندونه کیو باید داغون کنه...

ولی من یه چیزایی دستم اومده.....

 

*این روزا کلمه ی revenge مثل آبنبات روی زبونم وول می خوره...

فقط نمی دونم موقع بیانش باید ژ بکار ببرم یا ج ؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 18:27  توسط مریمی  | 

 

دیدین این مورچه بزرگا به حکم مورچه بودنشون راست راست از جلوی چشممون رد می شن و بعضی وقتا هم اگر سر راهشون باشیم کله ی مبارکو فتح می نمایند...

ولی سوسکا به محض دیدن ما درمیرن...

الهی بگردم! اسمشون بد در رفته دیگه!

 

*خداوند همه رو شفا بده..... آمین!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 23:49  توسط مریمی  |