تا دیروز سر یه دوراهی نشسته بودم...
یه راهش سیاه٬ یکی دیگش سفید...
نتونستم انتخاب کنم...
یعنی نشد انتخاب کنم٬ آخر دوتاش معلوم بود واسم...
امروز رفتم نشستم وسط یه چهار راه...
شمال سیاه٬ جنوب سفید٬ غرب خاکستری و شرق؟!...
فکرشو که می کنم الان خاکستری هم به دردم نمی خوره...
دیگه حوصله ی دلخوشی بین سیاه و سفید رو ندارم...
آره همینه: شرق!...
حداقلش اینه که نمی دونم اون آخر آخراش همین رنگی می مونه یا نه؟...
فقط یادمه که می گفتن: خورشید از شرق طلوع می کنه!
