تبليغاتX
کاشکی...!!!!!

کاشکی...!!!!!

 

زیر زمینی ها زیرِ زمین رو دوست دارن...

زیر زمینی ها دلشون نمی خواد از زیر زمین بیرون بیان...

شاید نم زده باشن... ولی نم تر و تازه نگهشون میداره ( نم٬ نمه دیگه٬ حتماْ باید نم بارون باشه؟؟!!!)...

شاید آفتاب بهشون نتابه... ولی یه پنجره ی کوچولو اون بالا نزدیک به سقف زیرزمین هست که نور رو میفرسته داخل زیرزمین... اینجوری روشن میشن ولی آفتاب سوخته نمی شن!...

هروقت هم که باد بوزه از همون پنجره بالاییه حداقل یه نسیم کوچولوش وارد زیرزمین میشه... خوبیش اینه که زیر زمین رو به هم نمی ریزه!

آهااااااااااااااااااااااای!

اونایی که روی زمین هستین!

شما همیشه باد و بارون و آفتاب ندارین...

ولی زیر زمینی ها همیشه خاک رو دارن!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/21ساعت 16:59  توسط مریمی  | 

 

ميگن چرا خدا بنده هاشو ضعيف مي كنه يا به بيماري لا علاج دچار مي كنه؟

چرا خدا بنده هاي خوبش رو به سختي ميندازه؟؟
... چي شد يهو فلاني اون بلا سرش اومد؟؟؟
...همين چند روز پيش با هم بوديما، حالش خوب بود كه!!!!

... اگر ميدونستم اوضاش اينطوريه كه...!!!!!

_خدا اين كارا رو مي كنه كه مارو عذاب بده!
_ واسه اينه كه به ياد خدا بيافتيم!
شايد !

ولي رو راست باشيم...

خوب اگر خدا اين بقولی بلاها رو سر بنده هاش نياره، اونوقت آیا خيلي از ماها حاضر مي شيم خيليا رو كه به قول خودمون بهمون بدي كردن رو ببخشيم؟؟؟

چرا؟؟؟؟؟...

واقعاً چرا تا يه اتفاق ناگهاني و به قول بعضيا وحشتناك يا عجيب يا غير قابل پيش بيني و... نيفته حاضر نيستيم همديگه رو ببخشيم؟...

چرا تا اتفاقی نیفته سعی نمی کنیم به هم محبت کنیم و به یاد هم باشیم؟...

...از خنده هامون به هم هدیه بدیم؟؟؟؟؟...

در كنار هم شاد باشيم و فرصت رو غنيمت بشمريم...

وقت بيشتري رو به هم اختصاص بديم ...

و...

يكشاك....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/09ساعت 3:36  توسط مریمی  |