تبليغاتX
کاشکی...!!!!!

کاشکی...!!!!!

 

وقتي تازه بهمون با شادي هستي مي بخشه ، مدام سرش جيغ مي كشيم...

يكم بعد كه شروع مي كنيم به آدم شدن ، نغ مي زنيم سرش...

بعدها كه به قول خودمون شديم آدم! سرش فرياد مي كشيم...( خوب ديگه آدم هميشه بايد نسبت به قبلش كاملتر باشه!!!!!)

و بعد از همه ي اينا ... يك روز به حكم اينكه آدميم! مي ريم و با يه دسته گل ، هديه و ... دوباره يادش مياريم كه مادرمونه و به گردنمون حق داره!!!!!
همه ي ما احترامهايي كه بهمون گذاشته شده رو بيشتر به ياد مياريم تا هديه هایي كه بهمون داده شده...

تازه اونم چه هديه هايي؟!... هديه هايي كه وقتي يه اتفاق بينمون ميافته اونقدر واسمون بي ارزش مي شن كه يا پسشون مي ديم يا مي ريزيمشون دور.....

خيلي چيزا با هديه دادن حل نمي شه... خيلی چيزا.

...با رفتارمون ، با حرفهامون و با نگاهامون فقط و فقط اين رو بهش يادآوري مي كنيم كه: وظيفش مادريه!!!!!

پس وظيفه ي ما چيه؟؟!!!

آها! يادم اومد: اينه كه...

وقتي يه مشكلي داريم بريم باهاش در ميون بذاريم و بعد كه خواست به حكم مادر بودنش كمكمون كنه ، يه قيافه ي حق به جانب بگيريم كه: حق دخالت كردن داخل زندگي ما رو نداره!!!!!
وقتي آخر روز با اون همه خستگي مياد مي شينه پيش ما تا دو كلمه دردو دل كنه و يه كلمه ي خسته نباشيد از دهن ما بشنوه و به خودش يادآوري كنه كه مادر ، با يه خنده ي نماسيده متوجهش كنيم كه حوصلش رو نداريم!!!!!

وقتي كه.....

خيلي از ماها وقتي يكي از مشكلاتمون حل مي شه يا به اون چيزي كه مي خوایم مي رسيم ، سجده شكر بجا مياريم ...

اما تا حالا شده بخاطر اينكه خدا يه مادر بهمون داده كه ما رو با تمام بديهامون تحمل مي كنه ، سجده شكر بجا بياريم؟؟؟؟؟

نه نشده چون هيچ كس قدر چيزاي با ارزشي كه جلو روش آماده هست رو نمي دونه! ولي...

مادر يه كسِ!... كسي كه هيچوقت تكرار نمي شه... هيچوقت!!!!!

كاشكي بجاي اينكه يك روز وقت بذاريم و بريم دور خودمون چرخ بخوريم كه يه گل قشنگ پيدا كنيم يا يه هديه ي با ارزش كه در شأن مادرمون باشه ، يك ساعت  بشينيم و خودمون رو مرور كنيم و بعد فكر كنيم كه از امروز به بعد چكار كنيم تا بتونيم بهترين فرزند باشيم واسش...    

" مامان عسل روزت مبارك"

( از طرف دختر قدر نشناست)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/25ساعت 2:42  توسط مریمی  |