واسه همه ی اونایی که امروز منو یاد کردن
دوستون دارم ![]()
تقديم به همه ي شما...
اگر در كهكشاني دور
دلي، يك لحظه در صد سال،
ياد من كند بي شك،
دل من در تمام لحظه هاي عمر،
به يادش مي تپد، پرشور.
من اينك، در دل اين كهكشان نور
اين منظومه هاي مهر
اين خورشيدهاي بوسه و لبخند،
اين رخسارهاي شاد،
شكوهِ لطفتان را، با كدامين عمر صدها ساله،
پاسخ مي توانم داد؟
مرا اين دست هاي گرم
اين جان هاي سرشار از صفا
يك عمر پرورده ست.
دلم، در نور و عطر اين محبت هاي رنگين،
زندگي كرده ست.
نگاه مهرتان، جانبخش چون خورشيد
به روي لحظه هاي من درخشيده ست
به جانم نيروي گفتار بخشيده ست.
صفاي مهرتان را، با سراپاي وجودم
با تمام تار و پودم،
مي پذيرم، مي برم با خويش،
مرا تا جاودان سرمست خواهد كرد،
بيش از پيش
صفاي مهرتان، همواره بر من مي فشاند نور
اگر از جان من، يك ذره ماند در جهان،
در كهكشاني دور...
فريدون مشيري